تاریخ انتشار : چهارشنبه ۶ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۴۷
 

استاد دانشگاه بغداد: احزاب عراقی از خواسته‌های مردم دور هستند

Share/Save/Bookmark
استاد دانشگاه بغداد: احزاب عراقی از خواسته‌های مردم دور هستند
 
استاد علوم سیاسی دانشگاه بغداد گفت احزاب سیاسی عراقی از خواسته‌های مردم دور هستند، این احزاب با همان ذهنیت سابق می‌اندیشند، یعنی ذهنیت تقسیم و سهم‌خواهی درباره پست‌ها و سمت‌ها. امروز مردم خواهان اصلاحاتی واقعی و تغییراتی ریشه‌ای و چهره‌های جدید هستند
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: اسامه السعیدی استاد دانشگاه «نهرین» بغداد به سوالات مختلف درباره تحولات جاری در عراق از جمله اعتراضات اخیر، دلایل و ریشه‌های آن ، پاسخ داده که متن کامل این مصاحبه به شرح زیر است.
 طی روزهای گذشته نشستی به میزبانی جریان حکمت به ریاست سید عمار حکیم برگزار شد و در جریان آن گروه‌های سیاسی و ائتلاف‌های پارلمانی توافق کردند که به عبدالمهدی نخست وزیر عراق  45 روز فرصت داده شود تا بتواند خواسته‌های معترضان را محقق کند، این نشست را برای حل بحران عراق چگونه ارزیابی می‌کنید؟
السعیدی: احزاب سیاسی عراقی از خواسته‌های مردم دور هستند. این احزاب با همان ذهنیت سابق می‌اندیشند. یعنی ذهنیت تقسیم و سهم خواهی درباره پست‌ها و سمت‌ها. امروز مردم خواهان اصلاحاتی واقعی و تغییراتی ریشه‌ای و چهره‌های جدید هستند. امروز کارمند بیم دارد که بگوید من کارمند هستم. ما به این مرحله رسیده‌ایم. زیرا از طرف تظاهرات کنندگان و حاضران در خیابان مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد. می‌گویند باید در اعتصاب مشارکت کنی. باید در نافرمانی شرکت کنی. باید یک نافرمانی مدنی وجود داشته باشد. از این رو، ما درحال از دست دادن حاکمیت قانون در کشور هستیم. این همان پیچ خطرناکی است که به آن رسیده‌ایم. اکثر دانشگاه‌ها بسته است. اکثر مدارس بسته هستند. اکثر نهادها نیم شیفت کار می‌کنند، زیرا کسی نیست که بتواند اعمال حاکمیت قانون کند. دستگاه‌های امنیتی ناتوان از هرگونه واکنشی هستند، زیرا متهم به سرکوب کردن تظاهرات می‌شوند. تظاهرات کنندگان تا حد ویرانگری و انهدام نهادهای کشوری درحال پیشروی هستند. اگر نخست وزیر جدیدی روی کار نیاید، کشور به وضعیتی که پیش از اعتراضات داشت بازنخواهد گشت و دولت هم به وضعیت آن دوران، بازنخواهد گشت.
تسنیم: نظر شما درباره آنچه فراکسیون سائرون در پارلمان اخیرا مطرح کرد، چیست؟ این فراکسیون محمد الحلبوسی رئیس پارلمان را به باد انتقاد گرفت و او را به تعلل در استیضاح عبدالمهدی متهم و تاکید کرد که همچنان بر سرنگونی دولتش اصرار خواهد ورزید. آیا پارلمان نگران نیست که روند سرنگونی دولت عبدالمهدی امور را پیچیده‌تر کند؟
السعیدی: شاید به دلایلی، سخن من در تلاقی با سخن یا دیدگاه یک فراکسیون یا حزب باشد. من از چیزی که امروز در بین مردم عراق است، صحبت می‌کنم. از وضعیت دانشگاه‌ها و نهادهای خودمان حرف می‌زنم. از وضعیت بحرانی امروز خودمان صحبت می‌کنم. ما حاکمیت قانون را از دست می‌دهیم. پلیس نمی‌تواند یک خودرو را متوقف کرده و بازخواست کند، زیرا نگران است که به بهانه‌ای متهم شود که در مسیر تظاهرات و تظاهرات کنندگان مانع تراشی می‌کند. نمی‌توانیم به دانش آموزان و تظاهرات‌کنندگان بگوییم که به کلاس‌های درس برگردند، زیرا متهم می‌شویم که از مفسدان دفاع می‌کنیم. نمی‌دانم خواسته‌های سائرون چیست و شاید به دنبال اهداف و دیدگاه‌های سیاسی خاص خودش باشد.
کسانی هستند که می‌گویند تشکیل یک دولت جدید شاید راه حل ایده‌آل نباشد زیرا این امر ممکن است بار دیگر به کشمکش احزاب سیاسی بر سر پست‌های وزارتی منجر شود؛ همان طور که درخصوص تشکیل دولت کنونی نیز رخ داد. به اعتقاد این دسته افراد، چنین کاری زمان را به هدر خواهد داد. نظر شما در این باره چیست؟
السعیدی: درباره این موضوع وقتی می‌توان نظر داد که دولت تغییر کند و نخست وزیر جدیدی روی کار بیایید.امروز مردم حرف می‌زنند و نه احزاب. امروز مردم حرف می‌زنند و نه اقشار (سیاسی). بدین معنا که قشر سُنی چه می‌خواهد؟ قشر شیعی چه می خواهد؟ قشر کُردی چه می‌خواهد؟. باید شخصیت‌های تماما مستقل و حرف‌های بیایند تا از مقبولیت مردم برخوردار باشد، زیرا امکانپذیر نیست که دگر بار همان چهره‌های حزبی روی کار بیایند چرا که همین سختی و همین بحران ادامه خواهد یافت. امروز طبقه سیاسی نیاز دارد که امتیازاتی به مردم بدهد تا آنچه از حکومت (و نظام سیاسی) باقی مانده است، حفظ شود. ما امروز وارد پیچ و خم‌های خطرناکی شده‌ایم. در گذشته، احزاب می‌گفتند که نگران بازگشت به نقطه اول هستیم و امروز من نگرانم که به جای اول بازگردیم. نگرانم که به روزهای 09/04/2003 (تاریخ ورود نیروهای اشغالگر آمریکایی به عراق پس از سرنگونی رژیم بعثی صدامی) بازگردیم. این آن چیزی است که آمریکا می خواهد. می‌خواهد که تظاهرات تا جایی که می‌شود، طولانی شود. هر روزی که از تظاهرات می‌گذرد، از پشتوانه روند سیاسی می‌کاهد. این آن چیزی است که امروز اتفاق می‌افتد. در جریان ملاقاتی که قبلا به عنوان نمایندگان سندیکاها و جمعیت‌ها با نماینده سازمان ملل داشتیم، دو مسئله را مطرح کرد. نخست اینکه نخست وزیر مسئولیت خون‌های ریخته شده در تظاهرات را برعهده می‌گیرد!، دوم اینکه تظاهرات باید ادامه یابد. این بدان معنا است که می‌خواهند حرکت تظاهرات و قدرت آن را تداوم بخشند.
کسانی هستند که با افکار عمومی و مردم بازی می‌کنند. نمی‌توانیموجود بحران و مشکلات را انکار کنیم، افرادی این بحران‌ها را ایجاد کرده‌اند و با آن بازی می‌کنند و این باعث شده تا مردم با این حجم گسترده به خیابان بیایند. لذا امروز دشوار است که همان دیدگاه گذشته را کامل کنیم؛ یعنی دیدگاه قبل از تظاهرات‌ها. باید شدت خشم مردمی را کاهش دهیم. به نهادها و حاکمیت حمله می‌شود. حمله‌ای رسانه‌ای در جریان است. هرکس صحبت می‌کند، تخریب می‌شود. باید امور سازماندهی شود؛ نه اینکه به این صورت باشد. امروز قادر نیستید که منادی کار نهادی باشید زیرا مردم امروز در خشم کنترل نشده‌ای قرار دارند. آنها حتی رهبری ندارند که با آنها صحبت کند تا وضعیت آرام شود. این وضعیت ماست. خطر همین جا است و متاسفانه احزاب خطر وضعیت را به درستی ارزیابی نکردند.
 با توجه به موضوعی که شما به آن اشاره کردید وقتی نماینده سازمان ملل با این صراحت از تداوم تظاهرات ضددولتی در عراق حمایت می‌کند، آیا این دخالت آشکار سازمان ملل و زیرپا گذاشتن مسئولیت‌هایش براساس عرف دیپلماتیک به شمار نمی‌رود؟
السعیدی:در واقع مشکل امروز ما این است که تظاهرات امروز یک ابزار نیست بلکه یک غایت است. امروز مردم می‌خواهند افکار عمومی را برانگیزند تا نوعی وضعیت انسانی ایجاد شود. از این رو، به پلیس و نیروهای ضد شورش حمله می‌کنند و آنها نیز به این حمله پاسخ می‌دهند. هدف این است که (تظاهرات‌کنندگان) بتوانند از این صحنه فیلم برداری کرده و برای افکار عمومی منتشر کنند و بگویند که سرکوب و قتل در جریان است. در نتیجه، این وضعیت به وجود آمده که با هدف شکستن ابهت حکومت و قانون صورت می‌گیرد تا اینگونه نشان داده شود که این قانون ظالمانه است و بیگناهان را می‌کُشد!، به افراد ضعیف و تظاهرات کنندگان آسیب میزند. این همان چیزی است که آمریکا و سازمان ملل می‌خواهد. یعنی هراندازه تظاهرات طولانی شود، روند سیاسی و نظام سیاسی ضعیفتر می‌شود و در نتیجه فروپاشی آن بسیار مطرح است. آمریکا می‌خواهد که نظام سیاسی فروبپاشد. می خواهد به طور کامل روند سیاسی با قدرتهای نرم فروبپاشد. آمریکا نظیر آن را هنگام سرنگونی صدام انجام داد، اما این کار را آن زمان با قدرت نظامی انجام داد. این همان چیزی است که آمریکا می‌خواهد لذا امروز باید فرصت را از دست آمریکا بگیریم. از دست کسی که می‌خواهد روند سیاسی را از بین ببرد. ما می‌خواهیم اینکار را با راهکارهای سریع همنوا با مردم انجام دهیم؛ حتی اگر مرحله‌ای باشد و احزاب سیاسی از دستاوردهای خود کوتاه بیایند تا بحران مهار شود. در غیر این صورت، در آستانه پایانی نامشخص قرار داریم که نمی‌توان نتایج آن را پیش بینی کرد.
شما در صحبت‌هایتان گفتید که مردم احزاب را قبول ندارد بنابراین از کجا چهره‌های جدید بیاوریم؟ این چهره‌های جدید چه ضمانت‌هایی می‌توانند بدهند که موفق خواهند بود و خواسته‌های مردم را برآورده خواهند کرد؟.
السعیدی: این عصایی جادویی نیست، اما مقدمه‌ای برای حل و فصل و مهار نارضایتی مردم است. این چهره‌های جدید باید مستقل و آکادمیک باشند و قبلا در انتخابات نامزد نشده باشند. یعنی در سازش‌های سابق مهره سوخته نشده باشند. در گذشته پست نگرفته باشند و باید برای اعمال حاکمیت قانون شجاعت داشته باشند، زیرا ما بیشترین نیاز را به بازگشت زندگی طبیعی و بازگشت امور به روند عادی خود داریم.
مایک پنس معاون رئیس جمهور آمریکا دو روز پیش با یک هواپیمای ترابری وارد عراق شد و در پایگاه نظامی "عین الاسد" فرود آمد. شنیدیم که پنس از عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق خواست تا برای دیدار با او به این پایگاه بیاید که این امر خشم برخی سیاستمداران عراقی را برانگیخت، زیرا نقض حاکمیت عراق به شمار می‌رود. چرا پنس به عین‌الاسد و اربیل  رفت، اما از رفتن به شهر بغداد پایتخت عراق امتناع ورزید و چرا به روابط ایران و عراق اعتراض کرد؟
السعیدی: آمریکا در صحنه عراق حاضر است و غایب نیست. عادت کرده‌ایم که سفرهای مسئولان آمریکایی با هواپیماهای ترابری نظامی به پایگاه‌های نظامی به طور پنهانی و اعلام نشده باشد تا سفرهای رسمی. اما اظهاراتش حاکی است که او به کُردها به عنوان یک شریک مداوم بر عکس باقی مجموعه‌های شیعی و سنی می‌نگرد. در نتیجه، به کُردها به عنوان یک نقطه ثبات نگاه می‌کند.او روز گذشته گفت که تظاهرات باید ادامه یابد و دولت همچنان به تلاشهای خود برای برآورده کردن خواسته‌های معترضان ادامه دهد. او از تظاهرات در ایران سخن گفت و آن را با تظاهرات در عراق پیوند داد. واضح است که نقشه‌ای برای فعال کردن همزمان پرونده عراق و ایران به نفع طرف آمریکایی برای برهم زدن وضعیت منطقه وجود دارد. به نظر من، از سفر او نه در سطح مردمی و نه در سطح سیاسی استقبال نشد، زیرا همگان از نفود آمریکا و خطر این کشور آگاهند. این نفوذ و خطر اعلام شده و واضح نیست، اما به طرز پنهانی و دیده نشده‌ای از طریق بازی با اهرمهایش که برخی شخصیت‌ها و چهره‌ها و طرف‌های رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی هستند، وجود دارد. آمریکا نقش خرابکارانه‌ای را ایفا می‌کند اما آن را به روشی حرفه‌ای و دیده نشده انجام می‌دهد. این نقش برای افکار عمومی حتی افکار عمومی عراق نیز نمایان نیست.
لذا اینجا است که باید برخورد حرفه‌ای با روشی که آمریکا با آن دخالت می‌کند، انجام شود. ما نمی‌گوییم که با قدرت نظامی با آمریکا روبرو شویم بلکه از طریق رسوا و برملا کردن حسابها در (شبکه‌های اجتماعی) که متعلق به آمریکا است، این‌کار را انجام دهیم. این حسابها با مقاصد آمریکا ایجاد شده و آموزش دیده شده و مورد حمایت مالی قرار گرفته است و در نتیجه امروز به طور مطلق عرصه مردمی را در کنترل خود گرفته است. امروز مردم از طبقه سیاسی ناراضی هستند اما این حسابها ( در شبکه‌های اجتماعی) هستند که مردم را به این طریق سوق می‌دهند. به معترضان می‌گویند که به خیابان‌ها بیایید و آنها می‌آیند. ما نمی‌دانیم که چه کسی (در حسابهای شبکه‌های اجتماعی برای اولین بار) گفت که در یکم اکتبر گذشته به خیابان خواهیم آمد. تا الان موضوع تعیین زمان آمدن به خیابان‌ها برای تظاهرات مبهم است. چه کسی آن را مشخص می‌کند و چه کسی فراخوان می‌دهد؟، هیچ کس نمی‌داند. سپس چه کسی به معترضان بعد از یکم اکتبر گذشته گفت که به خانه‌ها برگردید و روز 25 اکتبر به خیابان‌ها خواهیم آمد و آنها در این روز به خیابان‌ها بازگشتند. کسی نمی‌داند که چه کسی دستور بازگشت به خانه‌ها را بعد از یکم اکتبر داد و چه کسی دستور تعیین روز 25 اکتبر را داد. این ابهامات نشان می‌دهد که کسی هست که کار می‌کند و هماهنگی می‌کند و تصمیم می‌گیرد و وضعیت را براساس شرایط ارزیابی می‌کند. ما به عنوان ناظر، یقین داریم که آمریکا نه از روند سیاسی و نه از گفتمان سیاسی کنونی متقاعد نیست و این گفتمان به نفع آمریکا نیست، لذا آمریکا می‌خواهد این طبقه سیاسی را برچیند و یک طبقه سیاسی جدید بیاورد. فرایند برچیدن این طبقه با قدرت نظامی –آنطور که صدام برچیده شد- نیست بلکه نظیر برچیده شدن حسنی مبارک به شیوهای نرم از طریق تظاهرات و اعتراضات است تا به سرنگونی نظام منجر شود.
 علاوه بر آمریکایی‌ها، درباره نقش بعثی‌ها در حوادث عراق چه نظری دارید؟
السعیدی: درباره واقعیت با شما صحبت می‌کنم. بعثی‌ها حضور قوی در این تظاهرات ندارند. مقصودم در تحریک تظاهرات است. بعثیها بعد از تظاهرات به حرکت درآمدند و از آن شادمانی و آن را تایید کردند، اما به عنوان نیروی به حرکت درآورده تظاهرات نبودند، زیرا آنها قدرت تاثیرگذاری و تماس را از دست داده‌اند اما بعد از تظاهرات، بله. در عرصه و میدان ظاهر شدند، اما آیا آنها نیروی محرک بودند؟ به هیچ وجه. آنها نیروی محرک نبودند، بلکه نیروی محرک، خود آمریکا است.
 درباره حمایت لجستیکی چه؟ هستند کسانی که می‌گویند برخی طرف‌ها از بعضی افراد برای حفظ تداوم اعتراضات حمایت مالی کرده‌اند. آیا عملا چنین حمایتی اتفاق افتاده است یا نه؟
السعیدی: به طور قطع، بعد از تظاهرات، تحرکات آغاز شد و پول‌ها و کمک‌ها سرازیر شد و حتی معترضان و تظاهرات کنندگان بر سر این کمک‌ها با هم در برخورد و کشمکش هستند. کار به مرحله قتل و حذف فیزیکی و درگیری بر سر این پول‌ها رسید. همانطور که گفتم نیروی محرک اصلی همه این مسائل، آمریکا است.
ع
کد مطلب: 409024